معانی کلمه : چرخش
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
دور، دوران، گردش
تغییرجهت، تغییرموضع
۱. دور، دوران، گردش
۲. تغییرجهت، تغییرموضع
واژه نامه بختیاریکا
تُر گلو؛ با؛ جَر؛ تَو؛ تُر؛ دِر و ور؛ دِر؛ لِر؛ قِر؛ فرتناک
فرهنگستان زبان و ادب
{pivot} [ورزش] در بسکتبال، چرخیدن بدن بازیکنِ صاحب توپ حول پایی که نباید از زمین جدا شود
{rotation} [فیزیک] حرکت جسم حول یک محور داخلی ثابت یا متحرک متـ . دَوَران
{rotation} [نجوم] حرکت یک جِرم به دور محور خود متـ . حرکت وضعی
{spin} [فیزیک] چرخیدن جسم حول هر محور گذرنده از داخل آن
{rotation} [فیزیک] حرکت جسم حول یک محور داخلی ثابت یا متحرک متـ . دَوَران
{rotation} [نجوم] حرکت یک جِرم به دور محور خود متـ . حرکت وضعی
{spin} [فیزیک] چرخیدن جسم حول هر محور گذرنده از داخل آن
