کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه چرخ-کاری | کلماتور
معانی کلمه : چرخ کاری
تلفظ بین المللی :
/tʃarxkˈɑri/
تلفظ :
[tSaRxk'ARi]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
چرا عاقل کند کاری که باز ارد پشیمانی
چربکاری
چرمکاری
چرخ
چَرخ
چرخ ابگرد
چرخ باربری
چرخ تسمه
چرخ خاک کشی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
چرخ کاری. [ چ َ ] ( حامص مرکب ) تراشکاری. تراش دادن فلزات. چرخ گری. سوهان کاری. نوعی صنعت که صنعتگر آنرا «چرخ کار» مینامیده اند. رجوع به چرخکار و چرخگر و چرخگری شود.
فرهنگ عمید
۱. شغل و عمل چرخ کار.
۲. تراش دادن فلزات، تراش کاری.
۳. دوختن با چرخ خیاطی.
فرهنگ فارسی
تراشکاری . تراش دادن فلزات نوعی صنعت که صنعتگر آن را چرخ کار می نامیده اند .
کلمات مرتبط
چرا عاقل کند کاری که باز ارد پشیمانی
چربکاری
چرمکاری
چرخ
چَرخ
چرخ ابگرد
چرخ باربری
چرخ تسمه
چرخ خاک کشی
نظرات