معانی کلمه : چربزبانی
فرهنگ عمید
۱. شیرینزبانی.
۲. خوشامدگویی؛ چاپلوسی: ◻︎ دشمن، چو نکوحال شدی گرد تو گردد / زنهار مشو غره بدان چربزبانیش (ناصرخسرو: ۲۹۵).
مترادف و متضاد
۱. خوشسخنی، چربگویی، چرب گفتاری، شیرینزبانی
۲. تملق، چاپلوسی
۳. تعارف مداهنه، مجامله، مجیزگویی
۴. چربگویی، چربگفتاری
