کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : چراغوار
تلفظ بین المللی :
/tʃerˈɑq1vɑr/
تلفظ :
[tSeR'Aq1vAR]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
چراغواره
چراخوار
چراغ وار
چراغوره
چراخواره
چراغبارانی
چراغدار
چراغداری
چراغواسه
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
چراغوار.
[ چ َ
/
چ ِ راغ ْ ] (ق مرکب ) مثل چراغ . مانند چراغ . همچون چراغ
:
چراغوار بکشتن نشسته بر سر نطع
بباد سرد چراغ زمانه بنشاندیم .
خاقانی .
کلمات مرتبط
چراغواره
چراخوار
چراغ وار
چراغوره
چراخواره
چراغبارانی
چراغدار
چراغداری
چراغواسه
نظرات