کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : چراغ صبحدم
تلفظ بین المللی :
/tʃˈerɑq1 sˈobhdam/
تلفظ :
[tS'eRAq1 s'obhdam]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
چراغ ظلم تا صبح نمی سوزد
چراغ هیج کس تا صبح نسوزد
چراغ صبح
چراغ
چراغ آویز
چراغ بادی
چراغ برق
چراغ تاریکخانه عکاسی
چراغ جلو ماشین
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
چراغ صبحدم. [ چ َ / چ ِ غ ِ ص ُ دَ ] ( ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) چراغ صبح و چراغ سحری. ( آنندراج ) ( فرهنگ نظام ). رجوع به چراغ سحر و چراغ سحری و چراغ صبح شود.
فرهنگ فارسی
چراغ صبح و چراغ سحری .
کلمات مرتبط
چراغ ظلم تا صبح نمی سوزد
چراغ هیج کس تا صبح نسوزد
چراغ صبح
چراغ
چراغ آویز
چراغ بادی
چراغ برق
چراغ تاریکخانه عکاسی
چراغ جلو ماشین
نظرات