معانی کلمه : چراغ راهنما
فرهنگ فارسی
هریک از چراغهای چشمکزن زردرنگ در جلو و عقب و کنارهای خودرو که راننده برای آگاه کردن دیگران از تغییر مسیر خود از آنها استفاده میکنند
چراغی بر روی بدنۀ هواگرد، بهویژه هواگرد ناونشین، برای نشان دادن وضعیت ارابۀ فرود و قلاب و بال و زاویۀ تقرب و سرعت هواپیما و مانند آنها، برای اطلاع افسر ایمنی فرود مستقر در ناو
مترادف و متضاد
فرهنگستان زبان و ادب
{direction indicator / directional indicator, turn indicator, turn signal lamp, indicator , directional signal, turn signal, turn signal light, blinker} [قطعات و مجموعه های خودرو] هریک از چراغ های چشمک زن زردرنگ در جلو و عقب و کنارهای خودرو که راننده برای آگاه کردن دیگران از تغییر مسیر خود از آنها استفاده می کنند
