کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه چراغ-خاموش | کلماتور
معانی کلمه : چراغ خاموش
تلفظ بین المللی :
/tʃˈerɑq1 xˈɑmuːʃ/
تلفظ :
[tS'eRAq1 x'Amu:S]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
اصطلاحات
کلمات مرتبط
چراغ خاموش کرد
چراغ خاموش کردن
چراغ خاموش متر روشن
خاموش شدن چراغ ها
چراغ ها را خاموش نکن
چراغ ها را خاموش کن
چراغ ها را من خاموش می کنم
چراغ های خاموش
هنگامی که چراغ خاموش می شود
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
اصطلاحات
لغت نامه دهخدا
چراغ خاموش. [ چ َ / چ ِ غ ِ ] ( ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) از صفات چراغ. چراغ مضطرب و بسمل و مرده و کشته و افسرده. ( آنندراج ). رجوع به چراغ مرده شود.
فرهنگ فارسی
از صفات چراغ ٠چراغ مضطرب و بسمل و مرده و کشته و افسرده .
اصطلاحات
معنی اصطلاحات عامیانه و امروزی -> چراغ خاموش
مخفیانه
کلمات مرتبط
چراغ خاموش کرد
چراغ خاموش کردن
چراغ خاموش متر روشن
خاموش شدن چراغ ها
چراغ ها را خاموش نکن
چراغ ها را خاموش کن
چراغ ها را من خاموش می کنم
چراغ های خاموش
هنگامی که چراغ خاموش می شود
نظرات