Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : چاک دادن

تلفظ بین المللی : /tʃˈɑk dˈɑdan/ تلفظ :‌ [tS'Ak d'Adan]
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • بیش از اعتبار حواله یا چک دادن
  • بخش چاه دادخدا
  • چاه اله داد
  • چاه حاجی دادالله
  • چاه دادخدا
  • چاه دادرحیم
  • چاه دادعلی
  • چاه دادعلی شماره یک
  • چاه مالداری الله داد
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

چاک دادن. [ دَ ] ( مص مرکب ) شکافتن. پاره کردن. زخم زدن. دریدن.

فرهنگ معین

(دَ ) (مص م . ) شکافتن ، دریدن ، پاره کردن .

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱- شکاف دادن دریدن . ۲- پاره کردن .

مترادف و متضاد

پاره کردن، دریدن، شکافتن، درانیدن ≠ دوختن

rift (فعل)بریدن، شکافتن، برش دادن، چاک دادنstrip (فعل)برهنه کردن، تهی کردن، لخت کردن، چاک دادن، محروم کردن ازtear (فعل)پاره کردن، گسیختن، گسستن، چاک دادن، دریدن، دراندنslit (فعل)شکافتن، چاک دادن، دریدنincise (فعل)بریدن، کندن، شکاف دادن، چاک دادن، حجاری کردنslash (فعل)شکاف دادن، زخم زدن، چاک دادن، بریده بریده کردن، تخفیف زیاد دادنkerf (فعل)چاک دادنsco...

کلمات مرتبط

  • بیش از اعتبار حواله یا چک دادن
  • بخش چاه دادخدا
  • چاه اله داد
  • چاه حاجی دادالله
  • چاه دادخدا
  • چاه دادرحیم
  • چاه دادعلی
  • چاه دادعلی شماره یک
  • چاه مالداری الله داد
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات