معانی کلمه : چاپگر
فرهنگ معین
(اِمر. ) دستگاه الکترونیکی برای چاپ داده های کامپیوتری ، پرینتر. ، ~ جوهرافشان چاپگری که با پرتاب ذرات جوهر بر کاغذ نقش ایجاد کند. ، ~ سوزنی چاپگری که در آن حرف یا نماد ماتریسی از نقاط است و بر این نقاط مرکب افشانده یا ضربه همراه با مرکب وارد شود. ، ~
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
دستگاه خروجی رایانه که اطلاعات نوشتاری یا نگارهای را بر سطح کاغذ یا مواد دیگر چاپ کند
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
دستگاه چاپ رایانهای، پرینتر
printer (اسم)
مطبعه، چاپگر، چاپ کننده، صاحب چاپخانه، مطبوع کننده
فرهنگستان زبان و ادب
{printer} [رایانه و فنّاوری اطلاعات، مهندسی مخابرات] دستگاه خروجی رایانه که اطلاعات نوشتاری یا نگاره ای را بر سطح کاغذ یا مواد دیگر چاپ کند
