معانی کلمه : چاو
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
در دورۀ مغول، پول کاغذی؛ اسکناس.
= چاویدن
〈 چاوچاو: (اسم صوت) [قدیمی] سروصدای پرنده به هنگام خطر.
در دورۀ مغول، پول کاغذی، اسکناس.
= چاویدن
* چاوچاو: (اسم صوت ) [قدیمی] سروصدای پرنده به هنگام خطر.
= چاویدن
* چاوچاو: (اسم صوت ) [قدیمی] سروصدای پرنده به هنگام خطر.
فرهنگ معین
[ چینی . ] (اِ. ) پول کاغذی که در زمان سلطنت گیخاتوخان پادشاه مغولی ایران در سال ۶۹۳ ه .ق . معمول گردید.
فرهنگ فارسی
سرد
( اسم ) پول کاغذی که بتقلید چین در زمان سلطنت گیخاتوخان پادشاه مغول ایران در سال ۶٠۳ ه . ق . مدتی اندک معمول گردید و چون مورد قبول مردم واقع نشد از بین رفت .
دانشنامه عمومی
(کردی) چشم.
گویش مازنی
/chaav/ سرد
مترادف و متضاد
۱. ناله، زاری
۲. بانگ، صدا
