معانی کلمه : چانه گیر
لغت نامه دهخدا
چانه گیر. [ ن َ / ن ِ ] ( نف مرکب ) آنکه خمیر گلوله کند پختن نان یا رشته کردن را. آنکه خمیر را چانه کند. کسی که خمیر را برای نان پختن یا برای رشته کردن گلوله کند. گردکننده خمیر.
فرهنگ فارسی
دستگاهی که خمیر را به قطعات کوچک گرد تقسیم میکند متـ . دستگاه چانهگیر
آنکه خمیر گلوله کند پختن نان یا رشته کردن را . آنکه خمیر را چانه کند . کسیکه خمیر را برای نان پختن یا برای رشته کردن گلوله کند .
فرهنگستان زبان و ادب
{final moulder} [علوم و فنّاوری غذا] دستگاهی که خمیر را به قطعات کوچک گرد تقسیم می کند
متـ . دستگاه چانه گیر
