معانی کلمه : چالشگر
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. کسی که از روی کبر و غرور و نخوت می خرامد.
۲. جنگجو، مبارز.
۳. دلیر.
۲. جنگجو، مبارز.
۳. دلیر.
فرهنگ معین
( ~. گَ ) (ص فا. ) ۱ - کسی که از روی کبر و غرور می خرامد. ۲ - جنگجو.
فرهنگ فارسی
کسی که ازروی کبرون وت وغرورمیخرامد، جنگجو
( صفت ) مبارز جنگجو.
( صفت ) مبارز جنگجو.
مترادف و متضاد
۱. جنگجو، رزمآور، رزمجو، ستیزهجو، مبارز، مبارزطلب
۲. حشری، شهوتران
۳. نخوتخرام، نازخرام
۴. خرامان
