معانی کلمه : چاشنی چش
لغت نامه دهخدا
چاشنی چش. [ چ َ ] ( نف مرکب ) چاشنی چشنده. آنکه طعم طعامی یا مزه چیزی را چشد. چاشنی گیر. مزه چش :
در جهان هر که شمس دین لقبند
شاه ایشان تویی بحضرت کش
سائلان چاشنی چش لقبند
مزه پرسند هر کس از مزه چش.و رجوع به چاشنی گیر شود.
در جهان هر که شمس دین لقبند
شاه ایشان تویی بحضرت کش
سائلان چاشنی چش لقبند
مزه پرسند هر کس از مزه چش.و رجوع به چاشنی گیر شود.
فرهنگ عمید
چاشنیگیر#NAME?
= چاشنی گیر
فرهنگ فارسی
چاشنی چشنده . آنکه طعم طعامی یا مز. چیزی را چشد . چاشنی گیر . مزه چش .
