Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : چارچوبه

تلفظ بین المللی : /tʃˈɑrtʃuːbˌeː/ تلفظ :‌ [tS'ARtSu:b,e:]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • تیر چارچوب دروازه
  • چارچوب
  • چارچوب اهنی
  • چارچوب گرفتن
  • چهارچوبه
  • اثر چارچوب بندی
  • پیمایش چارچوب دار
  • چارچوب انتهایی بارگنج
  • چارچوب جانبی بارگنج
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

چارچوبه . [ ب َ ] (اِخ ) یکی از قلاع قراولخانه ای است که در سمت مشرق و شمال بجنورد مابین خاک زعفرانلو و شادلو واقع است . (مرآت البلدان ج 4 ص 44).

چارچوبه . [ ب َ / ب ِ ] (اِ مرکب ) چارچوب . چهارچوب . چهارچوبه . چارچوبه ٔ در. چارچوبی که مصراع در یک لتی یا دو مصراع در بر آن ا...

فرهنگ فارسی

چهار قطعه چوبی که در حاشیه چیزی قرار دهند . چارچوب . چهار چوبه . چارچوب. در . چارچوب در . چار چوبیکه مصراع در یک لتی یا دو مصراع در بر آن استوار شود .

کلمات مرتبط

  • تیر چارچوب دروازه
  • چارچوب
  • چارچوب اهنی
  • چارچوب گرفتن
  • چهارچوبه
  • اثر چارچوب بندی
  • پیمایش چارچوب دار
  • چارچوب انتهایی بارگنج
  • چارچوب جانبی بارگنج
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات