Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : چارواداری

تلفظ بین المللی : /tʃˈɑrvˈɑdɑrˌi/ تلفظ :‌ [tS'ARv'AdAR,i]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیدانشنامه عمومی
  • فحش چارواداری یا اب نکشیده یا اب دار
  • چاروادار
  • چارویداری حال
  • یتیم چاروادار
  • چهارواداری
  • چاروارایگدر
  • چهاروادار
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیدانشنامه عمومی

لغت نامه دهخدا

چارواداری. [ چارْ ]( حامص مرکب ) چهارپاداری. مال به کرادهی. مسافربری. بارکشی. || ( ص نسبی ) منسوب به چاروادار.
- فحش چارواداری ؛ دشنام خیلی زشت.

فرهنگ فارسی

چهارپا داری . مال به کرادهی . مسافربری بارکشی . یا فحش چارواداری .

دانشنامه عمومی

چارواداری پیشه نگاهداری و کرایه دهی از جانوران چهارپای بارکش است. چاروا ریخت دیگری از واژه چهارپا است.چاروادار (چهارپادار) کسی است که خر و استر و یابو به مسافر کرایه دهد و خود نیز همراه ستور باشد. برخی از چاروادارها با ستور خود بارکشی کرده و وجهی دریافت می کنند.واژه های کمابیش مترادف با چاروادار عبارت اند از: خرکچی، ستوربان، مکاری، مکری.لغتنامه دهخدا، سرواژه چارواداری.wiki: چارواداری...

کلمات مرتبط

  • فحش چارواداری یا اب نکشیده یا اب دار
  • چاروادار
  • چارویداری حال
  • یتیم چاروادار
  • چهارواداری
  • چاروارایگدر
  • چهاروادار
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات