Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : چاره جو

تلفظ بین المللی : /tʃˈɑreːdʒˌu/ تلفظ :‌ [tS'ARe:dZ,u]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا
  • چاره جویی
  • چاره جویی کردن
  • چاره جوی
  • حیله های شرعی و چاره جویی های صحیح
  • چاه جو
  • جو چار نره
  • چاه ستاره جو
  • چهره مرد هنرمند در جوانی
  • چار جوهر
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

چاره جو. [ رَ / رِ ] ( نف مرکب ) چاره جوی. تدبیرکننده. مدبر. جویای اصلاح امور. آنکه تدبیر و حیله کند. مصلحت اندیش :
بفرمود تا پیش او آمدند
بدان آرزو چاره جو آمدند.
فردوسی.
به فرمان همه پیش او آمدند
به جان هر کسی چاره جو آمدند.
فردوسی.

فرهنگ عمید

چاره جوینده، کسی که در جستجوی راه علاج کسی یا اصلاح امری باشد.

مترادف و متضاد

اسم چاره‌اندیش، چاره‌پژوه، چاره‌ور، چاره‌گر، تمهیدگر، مدبر، علاج‌کننده، علاج‌اندیش

واژه نامه بختیاریکا

دَر کَنا

کلمات مرتبط

  • چاره جویی
  • چاره جویی کردن
  • چاره جوی
  • حیله های شرعی و چاره جویی های صحیح
  • چاه جو
  • جو چار نره
  • چاه ستاره جو
  • چهره مرد هنرمند در جوانی
  • چار جوهر
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات