معانی کلمه : چارمان
لغت نامه دهخدا
چارمان . (اِخ ) مؤلف مرآب البلدان نویسد: و نیزچارمان اسم یکی از دهات طبرستان بوده چنانکه در تاریخ ظهیرالدین مسطور است . (مرآت البلدان ج 4 ص 51).
فرهنگ فارسی
ملف مر آت البلدان نویسد : (( و نیز چارمان اسم یکی از دهات طبرستان بوده چنانکه در تاریخ ظهیر الدین مسطور است ) ) .
