معانی کلمه : چارسو
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
= چهارسو: در این چارسو هیچ هنگامه نیست / که کیسه بُر مرد خودکامه نیست (نظامی۵: ۷۸۲ )، نباشد سپاه تو هم پایدار / چو برخیزد از چارسو کارزار (فردوسی: ۸/۳۵۸ ).
فرهنگ فارسی
دانشنامه عمومی
نقل قول
چارسو فیلم ایرانی به کارگردانی فرهاد نجفی ساخته ۱۳۹۰ است.
•
•
wikiquote: چارسو
مترادف و متضاد
۱. چهارسو، چهارسوق، چهارراه(بازار)
۲. چهارجهت، جهاتاربعه
۳. چهارپر، چهارپهلو(آچار)
