معانی کلمه : چار علم
لغت نامه دهخدا
چارعلم. [ ع َ ل َ ] ( اِخ ) ظاهراً پیشوایان مذاهب اربعه ( شافعی ، حنفی ، حنبلی ، مالکی ). چارامام. چارخلیفه. چارتن پیشوایان مذاهب اهل سنت :
چارعلم رکن مسلمانی است
پنج دعا نوبت سلطانی است.
چارعلم رکن مسلمانی است
پنج دعا نوبت سلطانی است.
فرهنگ فارسی
ظاهرا پیشوایان مذاهب اربعه . چار امام . چار خلیفه . چار تن پیشوایان مذاهب اهل سنت .
