معانی کلمه : چار جهت
لغت نامه دهخدا
چارجهت. [ ج َ هََ ] ( اِ مرکب ) چهارسوی و چهارطرف. ( ناظم الاطباء ). مشرق و مغرب و شمال و جنوب. چهارسمت. || عالم. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
چهار سوی و چهار طرف . مشرق و مغرب و شمال و جنوب . چهار سمت . یا عالم .
