معانی کلمه : چار اصل
لغت نامه دهخدا
چاراصل. [ اَ ] ( اِ مرکب ) عناصر اربعه ( آب و خاک و باد و آتش ) :
یک دو شد از سه حرفش چاراصل و پنج شعبه
شش روز و هفت اختر نه قصر و هشت منظر.
یک دو شد از سه حرفش چاراصل و پنج شعبه
شش روز و هفت اختر نه قصر و هشت منظر.
فرهنگ فارسی
عناصر اربعه
