چابک سوار. [ ب ُ س َ ] ( ص مرکب ) سوارکار. ماهر و چالاک در سواری. رایض و سوقان دهنده اسب : به میدان دین اندر، اسب سخن رااگر خوب چابکسواری بگردان.ناصرخسرو.ازینست جانت ز دانش پیاده از این تو به تن جلد و چابکسواری.ناصرخسرو.وولید سخت عظیم چابک سوار بود و مردانه. ( مجمل التواریخ و القصص ).برون از کنیزان چابک سوارغلامان شمشیرزن سی هزار.نظامی ( شرفنامه ).از آن تیغزن مرد چابک سوارسخن راند با انجمن شهریار....
فرهنگ عمید
۱. سوارکار ماهر. ۲. (اسم ) (ورزش ) کسی که در مسابقۀ اسب دوانی سوار اسب می شود.
فرهنگ معین
( ~. سَ ) (ص مر. ) سوارکار ماهر.
فرهنگ فارسی
سوارکار حرفهای که در مسابقات اسبدوانی شرکت میکند
( صفت ) سوار کار ماهر آنکه در مسابق. اسب دوانی سوار اسب میشود. سوارکارماهر، کسی که درمسابقه اسب دوانی اسب است
دانشنامه عمومی
چابک سوار (به انگلیسی: Jockey) سوارکاری حرفه ای است که در مسابقه اسب دوانی یا پرش از مانع سوارکاری می کند. این کلمه می تواند به معنی سوارکار شتر در مسابقه شتر دوانی نیز بکار رود.بررسی اجمالی از ایمنی و بهداشت برای کارگران در اسب-مسابقه صنعت. مؤسسه ملی ایمنی و بهداشت شغلی است.راهنمای شغلی: سوارکار اسب دوانی شدن. وزارت آموزش و پرورش، استخدام و محل کار روابط. دولت استرالیا است.سوارکاران: Darren Beadm...
مترادف و متضاد
صفت سوارکار ماهر، سوار فرز، چابکعنان
equestrian(اسم)
اسب سوار، چابک سوار
jockey(اسم)
چابک سوار، سوار کار، اسب سوار حرفه ای
فرهنگستان زبان و ادب
{jockey} [ورزش] سوارکار حرفه ای که در مسابقات اسب دوانی شرکت می کند