Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : پیکان کش

تلفظ بین المللی : /pˈejkɑn kˈeʃ/ تلفظ :‌ [p'ejkAn k'eS]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • کش پیچان
  • پیمان کشیدن
  • پیمان کشاورز
  • انتظار کشیدن برای پایان
  • پایان بهره کشی از حیوانات
  • شکم پایان کشککی
  • پیکارکش
  • پیکارکشی
  • پیکان
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

پیکان کش. [ پ َ / پ ِ ک َ / ک ِ ] ( نف مرکب ) که پیکان کشد. که پیکان از زخم برآرد. که آهن نوک تیر یا نیزه نشسته بر اندام به در کند. جراحی که برای علاج قصد برآوردن پیکان از بدن مجروح میکند. ( آنندراج ) :
ز بس خسته تیر پیکان نشان
شده آبله دست پیکان کشان.
نظامی.

فرهنگ فارسی

( صفت ) آنکه پیکان از زخم بر آورد : زبس خست. تیر پیکان نشان شده آبله دست پیکان کشان . ( نظامی )

کلمات مرتبط

  • کش پیچان
  • پیمان کشیدن
  • پیمان کشاورز
  • انتظار کشیدن برای پایان
  • پایان بهره کشی از حیوانات
  • شکم پایان کشککی
  • پیکارکش
  • پیکارکشی
  • پیکان
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات