پیکار. [ پ َ / پ ِ ] ( اِ مرکب ) ( از اوستائی «پئیتی کار» و پهلوی پتکار ) پیگار. جنگ . ( لغت نامه اسدی ). رزم. نبرد. حرب. محاربه. خصومت. جدل. ( مجمل اللغه ). جدال. ( برهان ) ( مجمل اللغه ). مجادله. مأج. کشمکش. مرن. مریة. ( منتهی الارب ). آورد. کارزار. فرخاش. ناورد. وغا. هیجا. پرخاش. ستیز. وقعه. صاحب غیاث بکاف عربی و فارسی آرد و گویدمعنی ترکیبی آن امری است که نسبت داشته باشد به پا و آن عبارتست از ...
فرهنگ عمید
جنگ، نبرد، رزم: دو عاقل را نباشد کین و پیکار / نه دانایی ستیزد با سبکسار (سعدی: ۱۲۹ ).
فرهنگ معین
(پَ یا پِ ) (اِ. ) ۱ - جنگ ، نبرد. ۲ - ستیزه ، بدخویی .
فرهنگ فارسی
جنگ، نبرد، رزم( اسم ) ۱- جنگ رزم نبرد حرب محاربه : نبد سودمندی ز افسون و رنگ نه از بند و رنج و نه پیکار و جنگ . ( شا. بخ ۲۳۳۱ : ۸ ) و شاهزادگان که در نبرد و پیکار رستم و اسفندیار روزگار بودند بعد از تلاقی باتفاق از فرات بگذشتند. ۲- جدل مجادله بد خویی : و گر باز گردم از ین رزمگاه شوم رزم ناکرده نزدیک شاه . همان خشم و پیکار باز آورد بدین غم تن اندر گداز آورد. ( شا. لغ. ) ۳- مجادل. لفظی جدال زبانی : ...
دانشنامه عمومی
پیکار خشونت هدفمند برای تضعیف، چیرگی، یا کشتن طرف مقابل، یا جابجا کردن آن از مکانی است که نمی خواهد یا لازم نمی داند. برابر این واژه در زبان انگلیسی «Fight» و در زبان فرانسوی «Combat» است.مبارزه کلینچمبارزه خوابیدهمبارزه ایستادهپیکار معمولاً بین نیروهای نظامی در یک جنگ است. خشونت پیکار می تواند یک جانبه باشد. درحالیکه در مبارزه، دستکم یک طرف، واکنش دفاعی دارد. به جنگ بزرگ "نبرد" گفته می شود. به جن...