معانی کلمه : پیک نیک
لغت نامه دهخدا
پیک نیک. ( فرانسوی ، اِ ) رفتن جمعی به سفر یا گردش بطور دانگی که هر یک سهم هزینه خویش بدهد. سور دانگی در بیرون شهر. گردش دسته جمعی دانگی.
فرهنگ عمید
گردش دسته جمعی در خارج از شهر.
فرهنگ معین
[ انگ . ] (اِ. ) گردش و تفریح دسته - جمعی در بیرون شهر.
فرهنگ فارسی
رفتن دو یا چند نفر به پارک یا دامن طبیعت و صرف غذا در آنجا
( اسم ) غذا خوردن و گردش دسته جمعی که هر فرد سهم خود را می پردازد دانگی .
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
تفریح، تفرج، گردش، گشت، هواخوری
clambake (اسم)
اجتماعی در خارج، پیک نیک
picnic (اسم)
پیک نیک، گردش دسته جمعی
