Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : پیچه

تلفظ بین المللی : /pˈitʃeː/ تلفظ :‌ [p'itSe:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیگویش دزفولیمترادف و متضادفرهنگستان زبان و ادب
  • پیچه القا
  • پیچه الکتریکی
  • پیچه باف
  • پیچه بافی
  • پیچه بن
  • پیچه بند
  • پیچه زدن
  • پیچه سرایی
  • پیچه لو
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیگویش دزفولیمترادف و متضادفرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

پیچه . [ چ َ / چ ِ ] (اِ) لبلاب . (دهار). پیچک . (جهانگیری ). گیاهی که بر درخت پیچد و عربان لبلاب و عشقه گویندش . فرغند. غساک ، گیاهی که بیخ ندارد و بدرختی که درپیچد خشک گرداند. آن را غساک و فرغند و نویچ نیز گویند و بتازیش عشقه و لبلاب نامند و در هند آکاس بیل خوانند. (شرفنامه ). رجوع به پیچک شود.

پیچه . [ چ َ / چ ِ...

فرهنگ عمید

روبندۀ زنان به رنگ سیاه که از یال و دم اسب بافته می شود و بعضی زنان مسلمان در خارج از منزل به چهرۀ خود می زنند.

فرهنگ معین

(چِ ) (اِ. ) ۱ - نوعی روبند بافته شده از موی یال و دم اسب به رنگ سیاه که زنان بر چهره می زنند، نقاب ، حجاب . ۲ - گیس عاریه . ۳ - سایبان بالای در.

فرهنگ فارسی

روبنده زنان برنگ سیاه که ازموی یال ودم اسب است( اسم )۱-قسمی روی بند که از موی یال و دم اسب برنگ سیاه بافند نقاب حجاب ( زنان ). ۲- عصابه ای که زنان بر پیشانی بندند. ۳- پیرایه ی مرصع که بر سر عروس بند کنند. ۴- زهی که آنرا مقراض کرده زنان و پسران صاحب جمال بروی گذارند بجهت زیبایی . ۵- گیس عاریه . ۶- طره و زلف و کاکل که پیچند و بر یکدیگر گره زنند زلف پیچیده مرغول . ۷- پیشانی صدغ : به تیغ طره ببرد زپیچ...

دانشنامه عمومی

این کلمه می تواند به جای ساندویچ به کار رود. پیچه به نانی گفته می شود که غذایی در میان آن بگذارند و به شکل لوله بپیچند

پیچه یا پیچار یک منحنی سه بعدی واقع بر یک استوانه یا مخروط است که مولدهای استوانه یا مخروط را با زاویهٔ ثابتی قطع می کند. یچه ها ممکن است چپ گرد یا راست گرد باشند. همچنین پیچه ها دارای خاصیت دست سانی هستند به این معنی که یک پیچهٔ راست گرد را نمی توان با جابجایی، چرخش به یک پ...

گویش مازنی

پیشانی

گویش دزفولی

پیشانی

مترادف و متضاد

پیشانی

زلف، گیسو، مرغول

برقع، حجاب، روبند، نقاب

۱. برقع، حجاب، روبند، نقاب
۲. زلف، گیسو، مرغول
۳. پیشانی

فرهنگستان زبان و ادب

{coil} [فیزیک] چند دور سیم پیچیده شده که برای ایجاد خاصیت القایی در مدارهای الکتریکی به کار رود
{helix} [ریاضی] خمی واقع بر یک استوانه یا مخروط که مولدهای استوانه یا مخروط را با زاویۀ ثابتی قطع می کند
{roll} [حمل ونقل دریایی] کالایی با بسته بندی حلقوی

کلمات مرتبط

  • پیچه القا
  • پیچه الکتریکی
  • پیچه باف
  • پیچه بافی
  • پیچه بن
  • پیچه بند
  • پیچه زدن
  • پیچه سرایی
  • پیچه لو
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات