Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : پیچ پیچی کردن

تلفظ بین المللی : /pˈitʃ pˈitʃi kˈardan/ تلفظ :‌ [p'itS p'itSi k'aRdan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • گوله پیچ کردن
  • گلوله پیچ کردن
  • لوچه پیچ کردن
  • باز کردن از پیچ
  • پیچ و مهره کردن
  • پیچ دار کردن
  • پیچ و خم دار کردن
  • پیچ کردن
  • دارای پیچ و خم کردن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

پیچ پیچی کردن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) ول خرجی کردن. دست بباد بودن :
پیچ پیچی مکن و سیم بکس بازمده
نرخ ارزان کن و در میخ درآویز ازار.
سوزنی.
و محتمل است بمعنی دندان گردی و گران گازی و گران فروشی هم باشد.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) سختگیری در معامله کردن دندان گردی کردن : پیچ پیچی مکن و سیم بکس باز مده . نرخ ارزان کن و در میخ در آویز ازار. ( سوزنی )

کلمات مرتبط

  • گوله پیچ کردن
  • گلوله پیچ کردن
  • لوچه پیچ کردن
  • باز کردن از پیچ
  • پیچ و مهره کردن
  • پیچ دار کردن
  • پیچ و خم دار کردن
  • پیچ کردن
  • دارای پیچ و خم کردن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات