پیوند.[ پ َ وَ ] (اِخ ) نام والی ابخاز، معشوق الرئیس الشهید ابوالقاسم علی بن ابی طیب الباخرزی و ظاهراً قاتل وی . (رجوع شود به لباب الالباب عوفی چ اروپا ج 1 ص 69).
(تلفظ: peivand) (بن مضارعِ پیوستن)، پیوستن؛ پیوسته بودن دو یا چند کس ؛ ازدواج؛ عهد و پیمان ؛ (در قدیم) خویشی، بستگی؛ (در قدیم) آن که نسبتی دارد یا خویشاوند است ؛ (در قدیم) عهد و پیمان .
بستگی، خویشی، رابطه، نزدیکی
اتصال، پیوستگی، ربط ≠ انفصال
ازدواج، مواصلت، نکاح، وصال، وصل
اتحاد، اتصال، ارتباط، انتساب، بند، ربط
۱. اتصال، پیوستگی، ربط
۲. ازدواج، مواصلت، نکاح، وصال، وصل
۳. بستگی، خویشی، رابطه، نزدیکی
۴. اتحاد، اتصال، ارتباط، انتساب، بند، ربط ≠ انفصال