Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : پیل فکن

تلفظ بین المللی : /pˈil fˈekan/ تلفظ :‌ [p'il f'ekan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • پی فکندن
  • پیش فکندن
  • ادری فان در پول
  • پیت فان است
  • پیت فان د برکل
  • پیت فان در تاو
  • پیت فان در لانس
  • پیت فان در هورست
  • پیت فان کاتوایک
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

پیل فکن. [ ف ِ ک َ ] ( نف مرکب ) که فیل افکند. که فیل را تواند برتافتن از نیرومندی. که با پیل برآیدو او را پست کند از بس زورمندی و قدرت :
شیربچه گر بزخم مور اجل رفت
پیل فکن شیر مرغزار بماناد.
خاقانی.

فرهنگ فارسی

( صفت ) پیل افکن : شیر بچه گر بزخم موراجل رفت پیل فکن شیر مرغزار بماناد . ( خاقانی )

کلمات مرتبط

  • پی فکندن
  • پیش فکندن
  • ادری فان در پول
  • پیت فان است
  • پیت فان د برکل
  • پیت فان در تاو
  • پیت فان در لانس
  • پیت فان در هورست
  • پیت فان کاتوایک
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات