معانی کلمه : پیشین گاه
لغت نامه دهخدا
پیشین گاه. ( اِ مرکب ) وقت نمازپیشین. وقت نماز ظهر. ( غیاث ). پیشین گه :
رفت روزی بوقت پیشین گاه
تا در آن باغ روضه یابد راه.رفت پیشین گاهی از ویرانه ای
سوی بازار حلب دیوانه ای.
رفت روزی بوقت پیشین گاه
تا در آن باغ روضه یابد راه.رفت پیشین گاهی از ویرانه ای
سوی بازار حلب دیوانه ای.
فرهنگ عمید
وقت نماز ظهر، وقت نماز پیشین، ظهر.
فرهنگ معین
( ~. ) (اِمر. ) وقت نماز ظهر.
فرهنگ فارسی
( اسم ) وقت نماز پیشین وقت نماز ظهر : رفت روزی بوقت پیشین گاه تا در ان باغ روضه یا بد راه . ( نظامی )
