کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه پیشی-نمودن | کلماتور
معنی کلمه : پیشی نمودن
تلفظ بین المللی :
/pˈiʃi nemˈudan/
تلفظ :
[p'iSi nem'udan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
پیری نمودن
پیش نمونه
در پیش چشم نمودار کردن
پیش نمون
پیش نمون غیرپروازی
برنامه نویسی بر پایه پیش نمونه
پیش نمونه نرم افزار
پیش نمونه ی نرم افزار
پیشی
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
پیشی نمودن. [ ن ُ / ن ِ / ن َ دَ ] ( مص مرکب ) تعجیل. استعجال.تفارط. فروط. زهق. زهوق. ( منتهی الارب ) تکثر؛ پیشی نمودن بمال کسی و بسیار جستن. ( تاج المصادر بیهقی ).
کلمات مرتبط
پیری نمودن
پیش نمونه
در پیش چشم نمودار کردن
پیش نمون
پیش نمون غیرپروازی
برنامه نویسی بر پایه پیش نمونه
پیش نمونه نرم افزار
پیش نمونه ی نرم افزار
پیشی
نظرات