معانی کلمه : پیشت
لغت نامه دهخدا
پیشت. ( اِ صوت ) آوازی برای راندن گربه. مقابل پیش پیش که خواندن گربه را است. لفظ راندن گربه را.پخ. بانگ و آوازی زجر و راندن گربه را. پیشت پیشت.
فرهنگ فارسی
( اسم )کلمه ای که گربه را بدان رانند آوازی برای راندن گربه مقابل پیش پیش
گویش مازنی
واژه ای است که برای راندن و دور کردن گربه به کار می رود
/pisht/ واژه ای است که برای راندن و دور کردن گربه به کار می رود
