( پیش آهنگ ) پیش آهنگ. [ هََ ] ( اِ مرکب ) پیشاهنگ. ( از: پیش و آهنگ ، بمعنی کش و کشنده ) پیشرو قافله و کاروان و لشکر. آنکه پیش پیش لشکر و قافله رود. ( غیاث ). مقدمة. ( دهار ). آنکه زودتر از دیگر کاروانیان یا لشکریان روی به راه نهدو آن اعم است از آدمی یاستور و جز آن. آن استر یا اشتر یا چهار پای بارکش که پیشاپیش رود و هر حیوانی که سرگروه و پیشرو نوع خود باشد. ( برهان ) : الا یا خیمگی خیمه فروهل که ...
فرهنگ عمید
۱. پیشرو. ۲. پیشرو لشکر. ۳. [منسوخ] کسی که عضو سازمان تربیتی پیشاهنگی باشد. ۴. [قدیمی] پیشرو قافله.
فرهنگ معین
(هَ ) (ص مر. ) پیشرو. طلایه دار.
فرهنگ فارسی
گروهها یا مکانهای پیشگام در درک و پذیرش روندها و تغییرات
پیشرو، پیشرولشکر، پیشروقافله( صفت ) ۱- پیشرو قافله آنکه پیش پیش کاروان رود: الا یا خیمگی خیمه فروهل . که پیشاهنگ بیرون شد ز منزل . ( منوچهری ) ۲- پیشرو لشکر آنکه بر مقدم. جیش حرکت کند. ۳- هر حیوانی که پیش پیش نوع خود حرکت کند: چونکه وا گردید گله از ورود پس فتدن بز که پیشاهنگ بود. ( مثنوی ) ۴- جوانی که عضو سازمان تربیتی مخصوص ( پیشاهن...
دانشنامه عمومی
پیشاهنگ (نقاشی). پیشاهنگ (انگلیسی: The Pioneer) یک نقاشی رنگ روغن بر روی کرباس از هنرمند استرالیایی مکتب هایدلبرگ، فردریک مک کوبین می باشد که در سال ۱۹۰۴ طرح گردید. این نقاشی، سه لتی یا ترکیبی از ۳ پنل مجزا است که هر کدام داستان گزینش شدهٔ خانواده ای را که ساکن بوته زارهای استرالیا گشته اند را روایت می کند. این اثر هنری به طور گسترده ای به عنوان یکی از شاهکارهای هنر نقاشی استرالیا قلمداد می گردد...
مترادف و متضاد
پرچمدار، پیشتاز، پیشرو، متقدم
fugleman (اسم)پیشرو، پیشوا، پیش اهنگ، قائد، سرمشقboy scout (اسم)پیش اهنگscout (اسم)پیش اهنگ، دیده بان، طلایه دار، مامور اکتشاف...
واژه نامه بختیاریکا
( پیش آهنگ ) چُلنا؛ سر کش نُها رَو؛ نها کش
فرهنگستان زبان و ادب
{bellwether} [آینده پژوهی و آینده نگری] گروه ها یا مکان های پیشگام در درک و پذیرش روندها و تغییرات