معانی کلمه : پیشانی کردن
لغت نامه دهخدا
پیشانی کردن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) گستاخی کردن. بیشرمی نمودن :
سپر از غمزه ٔمست تو بیندازد چرخ
با دو ابروی تو خود کس نکند پیشانی.
سپر از غمزه ٔمست تو بیندازد چرخ
با دو ابروی تو خود کس نکند پیشانی.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) گستاخی کردن بیشرمی کردن : سپر از غمز. مست تو بیندازد چرخ با دو ابروی خود کس نکند پیشانی . ( نزاری )
