کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه پیشاب-کردن | کلماتور
معانی کلمه : پیشاب کردن
تلفظ بین المللی :
/piʃˈɑb kˈardan/
تلفظ :
[piS'Ab k'aRdan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
اب دهان پرتاب کردن
بازور پرتاب کردن
باهستگی پرتاب کردن
بخارج پرتاب کردن
پرتاب کردن
پریشان کردن
مثل موشک به هوا پرتاب کردن
ژولیده و پریشان کردن
اسلحه پرتاب کردنی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
پیشاب کردن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) بول کردن. شاشیدن. رجوع به پیشاب ریختن شود.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) بول کردن شاش کردن شاشیدن ادرار کردن.
مترادف و متضاد
urinate
(فعل)
ادرار کردن، شاشیدن، پیشاب کردن
کلمات مرتبط
اب دهان پرتاب کردن
بازور پرتاب کردن
باهستگی پرتاب کردن
بخارج پرتاب کردن
پرتاب کردن
پریشان کردن
مثل موشک به هوا پرتاب کردن
ژولیده و پریشان کردن
اسلحه پرتاب کردنی
نظرات