Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : پیش سلام

تلفظ بین المللی : /pˈiʃ salˈɑm/ تلفظ :‌ [p'iS sal'Am]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی
  • سلام انه پیش از گرین گیبلز
  • سامانۀ راننده یاری پیش آگاه
  • سامانۀ پیش اخطار هوایی
  • سامانۀ پیش بینی پهنه ای جهانی
  • سامانۀ پیش ران
  • سامانۀ پیش فراوری
  • سامانۀ راننده یاری پیش اگاه
  • سامانه پیش بینی مجتمع
  • بقعه پیر جرگز سلام الله علیها اردبیل
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

پیش سلام. [ س َ ] ( ص مرکب ) کسی که از راه خاکساری یا خوشخوئی در سلام گفتن سبقت کند. گویند مرد افتاده پیش سلامیست. ( آنندراج ) :
هرجا غمی است پیش سلام دل منست
مشهور ملک فتنه بود روشناس من.
شفائی ( از آنندراج ).

فرهنگ عمید

کسی که از روی تواضع یا خوش خویی در سلام گفتن پیشی کند.

فرهنگ فارسی

( صفت ) کسی که از راه خاکساری یا خوشخویی در سلام گفتن سبقت کند :مرد افتاد. پیش سلامی است هر جا غمی است پیش سلام دل منست مشهور ملک فتنه بود روشناس من . ( شفایی )

کلمات مرتبط

  • سلام انه پیش از گرین گیبلز
  • سامانۀ راننده یاری پیش آگاه
  • سامانۀ پیش اخطار هوایی
  • سامانۀ پیش بینی پهنه ای جهانی
  • سامانۀ پیش ران
  • سامانۀ پیش فراوری
  • سامانۀ راننده یاری پیش اگاه
  • سامانه پیش بینی مجتمع
  • بقعه پیر جرگز سلام الله علیها اردبیل
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات