Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : پیش خود

تلفظ بین المللی : /pˈiʃ xˈod/ تلفظ :‌ [p'iS x'od]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • پیش خود تحصیل کرده
  • پیش خود خندیدن
  • پیش خود درس خوانده
  • پیش خود مجسم سازی
  • پیش خود یاد گرفته
  • از پیش خود ساختن
  • بیمه شدن پیش خود
  • تصمیم پیش خود
  • کسیکه پیش خود میاموزد
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

پیش خود. [ ش ِ خَودْ / خُدْ ]( اِ مرکب ) از تلقاء نفس. || پیش خود برپاو خود برپا: خودسر و خودرأی. گویند اینهمه پیش خودبرپا مباش بسر خواهی افتاد. ( آنندراج ) : یار باید پند ناصح نشنودسرو بالا پیش خود بر پای باش.نعیمی گیلانی.خودستا و خودپسند و خودسر و خودرا مشونیستی گر بنده خود پیش خود برپا مشو.تأثیر.بگذر از آئینه محو آن قد رعنا مباش التفاتی هم بما کن پیش خود برپا مباش.محمدسعید اشرف....

فرهنگ فارسی

از تلقائ نفس پیش خود برپا و خود برپا

کلمات مرتبط

  • پیش خود تحصیل کرده
  • پیش خود خندیدن
  • پیش خود درس خوانده
  • پیش خود مجسم سازی
  • پیش خود یاد گرفته
  • از پیش خود ساختن
  • بیمه شدن پیش خود
  • تصمیم پیش خود
  • کسیکه پیش خود میاموزد
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات