Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : پیش بیننده

تلفظ بین المللی : /pˈiʃ binˈande/ تلفظ :‌ [p'iS bin'ande]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • پیش برنده
  • پی برنده
  • پی پی جوراب بلنده
  • پیش
  • پیش از تولد
  • پیش خرید
  • پیش در امدی
  • پیش رانش جت
  • پیش راکه
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

پیش بیننده. [ ن َن ْ دَ / دِ ] ( نف مرکب ) پیش بین. مقابل اول بین. آخربین. احتیاطکار. محتاط. دوربین. مآل اندیش :
ببخشید یک بدره دینار زرد
بدان پرهنر پیش بیننده مرد.
فردوسی.

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱- عاقبت اندیش پیش بین . ۲- با حزم محتاط احتیاط کار : ببخشید یک بدره دینار زرد بدان پرهنر پیش بیننده مرد. ( فردوسی )

کلمات مرتبط

  • پیش برنده
  • پی برنده
  • پی پی جوراب بلنده
  • پیش
  • پیش از تولد
  • پیش خرید
  • پیش در امدی
  • پیش رانش جت
  • پیش راکه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات