( پیش آینده ) پیش آینده. [ آ ی َ دَ / دِ ] ( نف مرکب ) مقبل. مقدم. نزدیک آینده. متصدی. ( منتهی الارب ). مترقی. متجاوز. رخ دهنده : متکلف ؛ پیش آینده بکاری که افزون باشد از حاجت. مستمیت ؛ پیش آینده به جنگ. کابح ؛ پیش آینده ازآن چیز که فال بد می گیری از وی. میتاح ؛ پیش آینده مردم را به بدی. ( منتهی الارب ). رجوع به پیش آمدن شود.