معانی کلمه : پیروزه سلب
لغت نامه دهخدا
پیروزه سلب. [ زَ / زِ س َ ل َ ] ( ص مرکب ) دارای پوششی برنگ فیروزه :
تا عرض دهد لشکر پیروزه سلب را
بر پشته و بالای زمین راجل و راکب.
تا عرض دهد لشکر پیروزه سلب را
بر پشته و بالای زمین راجل و راکب.
فرهنگ عمید
دارای جوشن یا جامۀ پیروزه رنگ.
فرهنگ فارسی
( صفت ) دارای پوشش ( جنگی ) برنگ پیروزه : تاعرض دهد لشکر پیروزه سلب را بر پشته و بالای زمین راجل و راکب ... ( سوزنی )
