پیروز. (اِخ ) نام یکی از نجبای خانواده ٔ بهرام .
پیروز. (اِخ ) ابولؤلؤ. کشنده ٔ عمربن الخطاب . رجوع به فیروز و ابولؤلؤ شود.
پیروز. (اِخ ) نام یکی از نجبای ایران معاصر با هرمز ساسانی و تابع پسر او خسروپرویز.
(تلفظ: piruz) (= فیروز) ، غلبه کننده بر حریف در جنگ یا مسابقه ، فرخنده ، مبارک ، خجسته ؛ (در قدیم) از صفات خداوند ؛ (در قدیم ) خوشحال ، شاد ؛ (در حالت قیدی) (در قدیم) با خوشحالی و شادی؛ (در قدیم) فیروزه ]سنگ قیمتی[ و (به مجاز) کبود ؛ (در اعلام) نام هیجدهمین پادشاه ساسانی .
تکیه ای: baranda
طاری: baranda / piruz
طامه ای: piruz
طرقی: baranda
کشه ای: baranda / piruz
نطنزی: piruz
خجسته، مبارک، میمون
بهرهور، بهرهمند، برخوردار، کامیاب، متمتع
برنده، چیره، ظافر، غالب، فاتح، فایق، فیروز، فیروزمند، قاهر، قهرمان، کامیاب، متغلب، مستولی، مظفر، منتصر، موفق ≠ مقهور