معنی کلمه : پیرشاه
لغت نامه دهخدا
پیرشاه . (اِخ ) نام سلطان غیاث الدین فرزند سلطان محمد خوارزمشاه . رجوع به غیاث الدین شود.
پیرشاه . (اِ مرکب ) داماد پیر :
عروس جوان گفت با پیرشاه
که موی سپید است مار سیاه .

پیرشاه . (اِخ ) نام سلطان غیاث الدین فرزند سلطان محمد خوارزمشاه . رجوع به غیاث الدین شود.
پیرشاه . (اِ مرکب ) داماد پیر :
عروس جوان گفت با پیرشاه
که موی سپید است مار سیاه .