معانی کلمه : پیرسر
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. پیر، کهن سال، سال خورده.
۲. کسی که موهای سرش سفید شده باشد.
۳. (اسم مصدر ) سال خوردگی، پیری.
۲. کسی که موهای سرش سفید شده باشد.
۳. (اسم مصدر ) سال خوردگی، پیری.
دانشنامه عمومی
پیرسر، روستایی از توابع بخش بم پشت شهرستان سراوان در استان سیستان و بلوچستان ایران است.
این روستا در دهستان کوهک اسفندک قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۲۶ نفر (۵خانوار) بوده است.
این روستا در دهستان کوهک اسفندک قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۲۶ نفر (۵خانوار) بوده است.
wiki: پیرسر
