پیرزا. (ص مرکب ،اِ مرکب ) آنکه از پدر و مادر سالخورد زاده و از آنروی ضعیف و زشت باشد. طفلی از پدری و مادری پیر: مگر پیرزائی ، چرا از سرما می هراسی ؟ چرا از سرمای کم متألم میشوی ؟ مگر پیرزائی ؟ || کسی که با موی سفید و بهیأت پیران ترنجیده پوست و زشت بدنیا آید....
فرهنگ عمید
۱. آن که از پدر و مادری علیل یا سال خورده به وجود آمده. ۲. آن که در بدو تولد تن رنجور و چهره ای پرچین وچروک مانند پیران داشته باشد.
فرهنگ معین
(ص مف . ) ۱ - آن که از پدر و مادری سالخورده زاده و بدین سبب ضعیف می باشد. ۲ - کسی که با موی سفید و به هیئت پیران ترنجیده پوست و زشت به دنیا آید.
فرهنگ فارسی
آنکه ازپدرومادرعلیل بوجود آمده ومانندپیران نیم فرسخ مشرقی قصبه پلی است بفارس ( صفت ) ۱- آنکه از پدر و مادری سالخورده زاده و بدین سبب ضعیف و زشت باشد : چرا از سرمای کم متالم میشوی?مگر پیر زایی. ۲- کسی که با موی سفید و بهیئت پیران ترنجیدهپوست و زشت بدنیا آید.
گویش مازنی
فرزندی که بلافاصله پس از بچه ی قبلی به دنیا آید
نهال گیاهان علفی هم چون بادمجان و گوجه که مورد نشای مجدد ...
/pirzaa/ نهال گیاهان علفی هم چون بادمجان و گوجه که مورد نشای مجدد قرار گیرند & فرزندی که بلافاصله پس از بچه ی قبلی به دنیا آید
واژه نامه بختیاریکا
پیرزاد؛ بچه متولد شده از انسان بزرگسال؛ از نام ها ی مردانه