Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : پیرخر

تلفظ بین المللی : /pˈirxar/ تلفظ :‌ [p'iRxaR]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمید
  • قشلاق پیروردیلو
  • پیرتر گیاه
  • پیرمرد بحری
  • پیرهریشت زیارتگاه
  • پیشخرید
  • پیرمرد روستایی
  • پیرمرد عینکی شلوار اویخته
  • پیرمردپرحرف
  • پیرار
لغت نامه دهخدافرهنگ عمید

لغت نامه دهخدا

پیرخر. [ خ َ ] ( اِ مرکب ) خرپیر. خر بزادبرآمده درازگوش سالخورده. خر کهنسال : چه کوشش کند پیر خر زیربارتو میرو که بر بادپائی سوار.سعدی.کار و باری که ندارد پا و سرترک کن ، هی پیرخر، ای پیرخر.مولوی.- امثال : پیرخراگر بار نبرد راه بخانه بَرد.|| پیر خر؛ ( ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) سالخورده نادان. کهنسال ِ بیخرد....

فرهنگ عمید

۱. خر پیر، خر کهن سال.
۲. [مجاز] سال خوردۀ نادان، پیر بی خرد: کاروباری که ندارد پا و سر / ترک کن، هی پیرخر، ای پیرخر (مولوی: ۱۰۰۳ ).

کلمات مرتبط

  • قشلاق پیروردیلو
  • پیرتر گیاه
  • پیرمرد بحری
  • پیرهریشت زیارتگاه
  • پیشخرید
  • پیرمرد روستایی
  • پیرمرد عینکی شلوار اویخته
  • پیرمردپرحرف
  • پیرار
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات