Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ پیرجل

تلفظ بین المللی : /pˈirdʒal/ تلفظ :‌ [p'iRdZal]
لغت نامه دهخدا
  • رباط پیرعلی
  • پیرالقیر تالاب
  • پیرجید
  • پیرسلطان ابدال حیدر
  • پیرولیز
  • پرجلوه ساختن
  • پیردل
  • غیاث الدین کرت دوم پیرعلی
  • پیرعلم
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

پیرجل . [ ج ِ ] (اِخ ) دهی از دهستان حومه ٔ بخش شهربابک شهرستان یزد. واقع در 3هزارگزی شمال باختر شهربابک کنار راه فرعی شهربابک . جلگه ، معتدل ، مالاریائی . دارای 774 تن سکنه . آب آن از قنات . محصول آنجا غلات . شغل اهالی زراعت ، صنایع دستی زنان کرباس و قالی بافی .راه آن مالرو است . (فرهنگ جغرافیایی ایران ج 10)....

کلمات مرتبط

  • رباط پیرعلی
  • پیرالقیر تالاب
  • پیرجید
  • پیرسلطان ابدال حیدر
  • پیرولیز
  • پرجلوه ساختن
  • پیردل
  • غیاث الدین کرت دوم پیرعلی
  • پیرعلم
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات