پیرایه. [ را ی َ / ی ِ ] ( اِمص ) آرایش و زیور باشد از طرف نقصان همچون سرتراشیدن و اصلاح کردن و شاخهای زیادتی درخت را بریدن. ( برهان ). || ( اِ ) پیراهه. ( شرفنامه ). حلی. حلیة. ( دهار ). تهویل. سنیح. ( منتهی الارب ). زینت وآرایش زنان. ( صحاح الفرس ). آنچه زرگران برای زینت زنان سازند از خلخال و دست برنجن و طوق و یاره و گردن بند و بازوبند و امثال آن. زیب. زینت. زیور. آرایش : و مرده را [مردم روس ] ب...
فرهنگ عمید
۱. زیب، زینت، زیور، آرایش: حریف مجلس ما خود همیشه دل می برد / علی الخصوص که پیرایه ای بر او بستند (سعدی۲: ۴۱۹ )، ز دانش چو جان تو را مایه نیست / بِه از خامشی هیچ پیرایه نیست (فردوسی: ۷/۱۸۰ ). ۲. [قدیمی] تهمت، افترا.
فرهنگ معین
(یِ ) (اِ. ) زیور، زینت .
فرهنگ فارسی
گذر تزیینی در بداههنوازی یا آهنگسازی
زیوروزینت، آرایش، زینت، پیراهه، تهمت وافترا۱-( اسم ) زینت دادن بکاستن زیوری که بوسیل. نقصان حاصل شود همچو سر تراشیدن وبریدن شاخه های زیادی درختمقابل آرایش. ۲- زینت دادن ( مطلقا ) مزین ساختن آرایش : چنین گفتن بر مرد پیرایه چیست ? وزین نیکویها گرانمایه چیست ? ( شا. بخ ۳ ) ۲۳۷۹ : ۸-( اسم ) زینت زیور مانند دست برنجن پای برنجن گوشوار : زهره ( دلالت دارد بر )...
دانشنامه عمومی
پیرائه (به فرانسوی: Pirae) یک کمون است که در پلی نزی فرانسه واقع شده است. پیرائه ۳۵٫۴ کیلومتر مربع مساحت و ۱۴٬۴۷۵ نفر جمعیت دارد. فهرست شهرهای فرانسه
اسم: پیرایه (دختر) (فارسی) (تلفظ: pirāye) (فارسی: پيرایه) (انگلیسی: piraye) معنی: زیور و زینت، طلا، جواهر و مانند آنها که به عنوان زیور و زینت به کسی یا چیزی میافزایند، ( در قدیم ) ظرف، پیاله، پیمانه
مترادف و متضاد
آرایش، بزک، حلیه، زینت، زیور، پیرایش
ornament (اسم)زینت، ارایش، پیرایه، زیورdecoration (اسم)تزیین، اراستگی، تصنع، ارایشگری، اذین بندی، مدال یا نشان، پیرایهfrill (اسم)لذت، تزئینات، چین، حاشیه چین دار، پیرایه، افراط، زوائد، تجمل، چیز بیخود یا غیر ضروری...
فرهنگستان زبان و ادب
{fioritura (it. )} [موسیقی] گذر تزیینی در بداهه نوازی یا آهنگ سازی