کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : پیراه
تلفظ بین المللی :
/pirˈɑh/
تلفظ :
[piR'Ah]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
زیر پیراهنی
پیراهن سیاهان
پیراهن قهوه ای ها
پیراهن مراد
پشت پیراهن
پوشش یا پیراهن کوتاه و کوچک
پارچه پیراهنی
پیراهن بی یقه
پیراهن درشت باف سفید نخی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
پیراه. ( اِمص ) اسم از پیراهیدن. رجوع به پیراهیدن شود. || ( نف مرخم ) پیراهنده. دباغ. ( آنندراج ).
فرهنگ فارسی
دباغ
کلمات مرتبط
زیر پیراهنی
پیراهن سیاهان
پیراهن قهوه ای ها
پیراهن مراد
پشت پیراهن
پوشش یا پیراهن کوتاه و کوچک
پارچه پیراهنی
پیراهن بی یقه
پیراهن درشت باف سفید نخی
نظرات