پیرام. ( اِخ ) عاشقی مثلی از مردم بابل و معشوقه او مسماة به تیسبه بود. آنگاه که تیسبه دچار شیری شرزه گردید و از وی بگریخت ،چادر خویش بر جای ماند و چون پیرام بدانجا رسید و چادر معشوقه بدید گمان برد که شیر او را بدریده است خود را بکشت. و وقتی که تیسبه بازگشت و جسد خونین عاشق خویش بدید او نیز خویشتن را بکشت. قصه جانسوز این عاشق و معشوق را اُوُید شاعر لاطینی بشعر کرده است. صاحب قاموس الاعلام ترکی آرد:...
فرهنگ فارسی
عاشقی مثلی از مردم بابل و معشوقه او مسماه به تیسبه بود