معانی کلمه : پیاده رو
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. هریک از دو طرف خیابان که مردم پیاده از آنجا آمدوشد می کنند.
۲. (صفت فاعلی ) کسی که مسیری را بدون استفاده از وسیلۀ نقلیه طی می کند.
۲. (صفت فاعلی ) کسی که مسیری را بدون استفاده از وسیلۀ نقلیه طی می کند.
فرهنگ معین
( ~. رُ ) (اِمر. ) قسمی از دو جانب خیابان که محل رفت و آمد عابران پیاده است .
فرهنگ فارسی
۱- ( اسم ) قسمتی از دو جانب یا جاده که معبر پیادگان است مقابل سواره رو. ۲-( صفت ) آنکه با پای خود رود کسی که بی مرکب حرکت کند: مردم پیاده رو را حال بتراز این بود.
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
واژه نامه بختیاریکا
پا رَو
